جمعى از نويسندگان
443
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
سيدالشهداء ( ع ) صحبت مىكرد و يا صحبتهاى ديگرى را بيان ميفرمود و شاگردان مىدانستند . مرحوم قاضى معتقد بود كه استعدادها مختلف است و شناخت هر معرفتى را هر كسى تحمل ندارد و به هر كسى نمىتوان هر چيز گفت . بايد زمينه باشد و مقدمّات معرفتى حاصل شود تا مطلبى گفته شود و شخص از پلّهاى به پلّه ديگر صعود كند . « 1 » وادى السلام قاضى و حيرت شاگردان آيت الله نجفى مىفرمودند : استاد ما آقاى قاضى با شاگردان مخصوص خود براى زيارت اهل قبور بسيار به وادى السلام نجف ميرفت . در آن مكان مقدس در گوشهاى مينشستند و حدود دو الى سه ساعت و گاهى تا چهار ساعت نشسته و مشغول اذكار بودند . شاگردان از طول توّقف استاد در وادى اسلام خسته ميشدند ، ولى استاد خسته نبود و با نشاط و شادابى ادعيه و اذكار خود را ميخواند و بعد محل را ترك مىكرد . مجلس روضه آقاى قاضى آيت الله نجفى مىفرمودند : مرحوم استاد ما آقاى قاضى در دهه عاشورا عصرها روضهخوانى داشت و خود ايشان روضهخوان مجلس بودند . كتاب مقتل را باز مىكرد و از روى كتاب مقتل ميخواند ، و اطراف اطاق شاگردان ايشان نشسته بودند . پذيرائى مجلس روضهخوانى ايشان يك بشقاب كشمش بود . وسط اطاق گذاشته شده بود هر كس چند دانه از آن كشمش برميداشت و ميل مىكرد و تمام . فرش منزل آقاى قاضى حصير ليف خرما بود كه خود آقاى قاضى و همه شاگردان روى آن حصير مينشستند . مرحوم آقاى قاضى وقتى همه شاگردان خاص ميآمدند ، كتاب مقتل را باز مىكردند ، تا « بسم الله الرّحمن الرّحيم » ميگفتند و شروع به خواندن مقتل مىكردند ، آن قدر گريه مىكردند كه سيل اشك و گريه به ايشان اجازه ادامه خواندن نميداد . با همين حال مقدارى مقتل را ميخواندند و گريه مىكردند و شاگردان هم با ايشان ميگريستند . اين بود روضه استاد در دهه عاشورا .
--> ( 1 ) - ديوان حافظ